روایت یک دانش آموخته دکتری از بیکاری اش

به دنبال سیاست‌های نسنجیده مدیران گذشته این آب و خاک که با در‌های باز دانشگاه‌ها برای ورود دانشجویان به دانشگاه صورت گرفت، اکنون ده‌ها و چه بسا صد‌ها هزار دانش آموخته بیکار و افسرده در کشور زندگی می‌کنند که مصداق بارز اتلاف فرصت‌ها هستند؛ دانش آموختگانی که بعضاً با وجود داشتن مدرک دکتری تخصصی از بهترین دانشگاه‌های کشور امکان مناسبی برای ورود به بازار کار ندارند.
به گزارش «»، آمار دانش آموختگان بیکار کشور در حالی به میزان چشمگیری افزایش یافته است که از آن سو اقدام موثری از سوی مسئولان امر برای حل مشکل آن‌ها و بهره گیری از توانشان برای رشد و آبادانی کشور صورت نمی‌پذیرد؛ حکایت تلخی که می‌توان آن را با مرور روایت یک دانش آموخته دکتری از بیکاری اش که برای «» ارسال کرد، متوجه شد.
این دانش آموخته دکتری که مشخصات اسمی اش نزد ما محرمانه باقی خواهد ماند در شروع روایت مذکور خود را اینگونه معرفی کرده است:
بنده یکی از فارغ‌التحصیلان دکتری رشته تربیت‌بدنی هستم، که هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری خود را در دوره روزانه دانشگاه تهران سپری کردم.
من بیش از ۱۴ مقاله علمی پژوهشی و ۶ مقاله سخنرانی در همایش‌ها دارم و با رتبه دو کنکور کارشناسی ارشد در همه گرایش‌های رشته تحصیلی وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم.
این دانش آموخته دکتری در ادامه روایتش اضافه کرد: من تا کنون یک جلد کتاب تألیف کردم و عضو بنیاد ملی نخبگان و نخبه طرح سربازی نیز بوده ام که بیش از ده‌ها گواهی شرکت در کارگاه‌ها و همکاری در چندین طرح پژوهشی را دارم.
وی با تأکید بر اینکه بنده در چهار فراخوان گذشته جذب هیئت علمی شرکت نموده‌ام افزود: متأسفانه تاکنون هیچ یک از فرواخوان‌هایی که در آن شرکت کردم، به سرانجام نرسیده است.
این دانش آموخته دکتری دانشگاه تهران در مورد علت عدم موفقیتش در شرایط کنونی نوشت: یک علت آن رقابت شدید بین خیل عظیم داوطلبان است، اما علت مهم تری نیز وجود دارد که نه‌تن‌ها من بلکه همه داوطلبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
او در مورد علت مهم‌تر افزود: امروزه در همه رشته‌ها ازجمله رشته تربیت‌بدنی (همانند پست‌های مدیریتی در کشور ما) با اساتیدی روبرو هستیم که در دانشگاه فسیل‌شده اند. افرادی که حتی به درجه استادی نائل شده‌اند و بیشتر از ۳۵ سال از خدمت آن‌ها می‌گذرد. هرچند بسیاری از این اساتید بر گردن ما حق دارند، اما واقعیت این است که این افراد اشتهای سیری‌ناپذیری از قدرت و ثروت دارند و اصلاً هیچ تمایلی برای خالی کردن عرصه برای جوانان ندارند.

این دانش آموخته دکتری که به ظاهر و به واسطه مشکلات ناشی از بیکاری در شرایط سختی قرار دارد در ادامه روایت خود برای «»، نوشت: افرادی که در زمان‌های گذشته و بدون کوچک‌ترین رقابت و ارزیابی‌های جدی وارد دانشگاه شده‌اند و امروزه در مصاحبه‌های جذب به‌شدت سختگیر شده‌اند. این افراد اساساً در چندین جایگاه پست داشته و دانشگاه را نیز در دست خود نگه‌داشته‌اند و خدا می‌داند چه زمانی حاضر به رها کردن این جایگاه‌ها خواهند بود.

وی ادامه داد: با حقوق یک نفر از این اساتید امکان جذب و پرداخت حقوق سه هیئت‌علمی جوان وجود دارد (صرف‌نظر از درآمد‌های دیگر از سازمان‌ها و پست‌ها دیگر). البته قابل‌قبول است که این اساتید به درجه خبرگی رسیده‌اند و باید از دانسته‌های آن‌ها استفاده کرد، اما نه به این شکل.
او تأکید کرد: این افراد باید سال‌های باقیمانده عمر خود را بدون استرس سپری کرده و حاصل یک‌عمر تجربه خود را در کتاب‌های خود آورده و حتی نظریات خود را بپرورانند نه اینکه در دانشگاه بوده و آن‌هم بدون صرف وقت برای دانشجویان فضای جذب چندین نفر را اشغال نمایند. نمونه‌های زیادی از این اساتید وجود دارد که در دوره‌های مختلف دانشجو گرفته و همه دروس را نیز خود تدریس می‌کنند. در هر ترم بیش از ۲۰ پایان‌نامه و رساله گرفته و حتی وقت نمی‌کنند یک‌بار هم نوشته دانشجو را کامل مطالعه نمایند.
این دانش آموخته دکتری روایت خود از مشکلاتش را با طرح چند سئوال که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود و پایان بند گزارش ما نیز خواهد بود، تمام کرده است:
اگر این خیانت به کشور، دانشگاه و ذات علم نیست پس چیست؟
چرا دولت و سیستم حاکم برای وضعیت فوق چاره‌ای نمی‌اندیشد؟
آیا جزء رفتن به کشور‌های دیگر برای من نوعی فارغ‌التحصیل و هزاران فارغ‌التحصیل مثل بنده چاره‌ای مانده است؟
 
* گفتنی است، دانش آموختگانی که با مشکل اشتغال رو به رو هستند و علاقه دارند مشکل شان از طریق این رسانه منعکس شود، می توانند مشخصات خود را به آدرس اینترنتی social@tabnak.ir  ارسال کنند.

دیدگاهتان را بنویسید